گروه 5+2

متن مرتبط با «سال نو مبارک به انگلیسی» در سایت گروه 5+2 نوشته شده است

به همین داغ بسوزی که مرا سوخته ای در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    به همین داغ بسوزی که مرا سوخته ایدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.به اینجایش که می رسم، با خودم فکر میکنم هیچ وقت در زندگانی ام اینقدر با فلسفه ی زیستن به مشکل نخورده بودم.دوباره می آیم که بنویسم هیچ وقت در زندگانی ام اینقدر با فلسفه ی زیستن به مشکل نخورده بودم، ماه های قبل تر که لامصب واقعا چیزی نبود!نا امید نیستم. ولی نمی دانم به چه چیز هم باید امید داشته باشم. در تکه پاره ای خواندم، جهنم آنجایی است که مردمانش به امید باور ندارند. در آن دنیای فرضی، خودم ...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات و تقدیم به تو که نبودی و بودی

  • نیلوبلاگ

    و تقدیم به تو که نبودی و بودیدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.می خواستم پایان نامه را بدهم صحافی.تقدیمی ها را، واو به واو، طی یک سال اخیر در همین گرگ و میش شب ردیف کرده بودم. دقیقا می دانستم به چه کسانی و به چه علتی.الکی که نبود، یک سال شب ها نخوابیدم و مثل کرم خاکی در رخت خواب به خود لولیدم بلکه بتوانم بالاخره بخش تقدیمی ها را قلم بزنم. ورقش می زدم، ریوایز نهایی قبل صحافی. رسیدم به صفحه ی شما دو تا. آه کشیدم. با سوز مغز استخوان. با آتش پشت پرده ی چشم. و بغض کردم...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از نون نوشتن

  • نیلوبلاگ

    نون نوشتندر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.آن ها اشک می ریزند، من می نویسم..آن ها جیغ می زنند، من می نویسم...دیازپام و ترامادول می خورند تا به خواب روند، من می نویسم..مست می کنند که یادشان برود، و من می نویسم...در جمعند، و من در بی پناهی ها می نویسم...یک دیگر را به اغوش می کشند و من می نویسم..خودکشی می کنند و من می نویسم...پس به خاطر نوشته هایم... که لا به لای آنهایی....

    ادامه مطلب
  • نون نوشتن

  • نیلوبلاگ

    آن ها اشک می ریزند، من می نویسم..آن ها جیغ می زنند، من می نویسم...دیازپام و ترامادول می خورند تا به خواب روند، من می نویسم..مست می کنند که یادشان برود، و من می نویسم...در جمعند، و من در بی پناهی ها می نویسم...یک دیگر را به اغوش می کشند و من می نویسم..نماز می خوانند، و می نویسم...خودکشی می کنند و من می نویسم...از شما هم نوشتم.من هیچ کار نکردم... من فقط از شما نوشتم.من هر بار... فقط.. نوشتم.پس به خاطر نوشته هایم... که لا به لای آنهایی. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • و تقدیم به تو که نبودی و بودی

  • نیلوبلاگ

    می خواستم پایان نامه را بدهم صحافی.تقدیمی ها را، واو به واو، طی یک سال اخیر در همین گرگ و میش شب ردیف کرده بودم. دقیقا می دانستم به چه کسانی و به چه علتی.الکی که نبود، یک سال شب ها نخوابیدم و مثل کرم خاکی در رخت خواب به خود لولیدم بلکه بتوانم بالاخره بخش تقدیمی ها را قلم بزنم. ورقش می زدم، ریوایز نهایی قبل صحافی. رسیدم به صفحه ی شما دو تا. آه کشیدم. با سوز مغز استخوان. با آتش پشت پرده ی چشم. و بغض کردم. آخر سهم تو از این دنیا باید بیشتر از یک صفحه، بیشتر از چند واژه ی دست و پا شکسته و ناشیانه ی پایان نامه ی من می بود.... دوستی دارم، خطابم می کند سخن. می گوید تو سخن دانی.... کجا بودی که ببینی سخن دان چگونه در توصیف غمتان به صرافت افتاده بود. مثل عنکبوتی در تار تنیده ی خودش..تو کجانی؟ لا به ل...

    ادامه مطلب
  • به همین داغ بسوزی که مرا سوخته ای

  • نیلوبلاگ

    به اینجایش که می رسم، با خودم فکر میکنم هیچ وقت در زندگانی ام اینقدر با فلسفه ی زیستن به مشکل نخورده بودم.چند ماه می گذرد،دوباره می آیم که بنویسم هیچ وقت در زندگانی ام اینقدر با فلسفه ی زیستن به مشکل نخورده بودم، ماه های قبل تر که لامصب واقعا چیزی نبود!نا امید نیستم. ولی نمی دانم به چه چیز هم باید امید داشته باشم. در تکه پاره ای خواندم، جهنم آنجایی است که مردمانش به امید باور ندارند. در آن دنیای فرضی، خودم را می بینم که یک لنگم در جهنم و یک لنگم در بهشت است. بین این دو کش می آیم در حال که غریو می کنم :"اصلا حالا چرا باید سر داشتن یا نداشتن امید بحث کنیم؟ که چه؟" و جهنمی ها و بهشتی ها پوکر فیس نگاهم می کنند و لختی بعد مجدد به سر و کله ی هم می کوبند. "که چه" زیاد گفتم عزیزم. "که چه" زیاد گفتم....

    ادامه مطلب
  • شراب نیز به دردم نمی دهد تسکین / مگر که زهر بریزم به استکان خودم

  • نیلوبلاگ

    خوش و بش و بگو بخند می کردیم. از همان همیشگی های اتاق اکو. با محبی جان دل و اسی خوش مشرب.... که یک هو مشتش را گرفت سمتم.- مال شما دکتر.پرسیدم که ایا هدیه است؟در جمع اساتید و نرس ها زیر چشمی نگاهم کرد. نگاهی که شوخی شوخی جدی می شود و حرف ها برای گفتن دارد. هم او و هم من خوب می دانستیم عجب هدیه ای است.ضمن اینکه زیرلب تکرار می کردم بح عجب هدیه ی دبشی.....خودم را زدم به آن را که آخر اسی، من اصلا حتی نمی دانم چه قدرش به کارم می اید؟ خوانده بودیم ها. پر کی جی بود. ده بار نرس دستم داده. ولی الان یادم نمی آید!آره تمارض به خنگی همیشه به کارم می امد.گفت: یک...خنگ تر گفتم: پر کی جی؟گفت: یکی اش کافیست. برای بیست دقیقه خواب بی سر و صدا.جمله اش هنوز تمام نشده بود که یاد دو هفته پیش افتادم..چهارده دی ماه. ...

    ادامه مطلب
  • ادای دل گنده ها یا وقتی حفظ کردن ها در پاویون به کار می آیند

  • نیلوبلاگ

    احتمالا چوب خدا بود که در کشیک چهارشنبه بعد آن همه نق و نوق اینجا، خورد به کمرم و صدا کرد :"تق".بگذار این طوری نگاهش کنیم، فرض بگیر تو شاید از معدود موارد مزمن عدم کنار آمدن با کسب و کار عزرائیل شریف هستی، اب و روغنت سال هاست به هم خورده و گره ات کور و کور تر و کور تر شده... فرار می کنی. از عزرائیل پونه ای به سان مار می خزی و فرار می کنی.منتها حدس بزن عزرائیل این بار کدام اتاق پاویون انترن ها را برای نشست و برخواست مجددش انتخاب می کند؟ اره اتاق جراحی ها را که تو عنصر نامطلوب انترن عفونی اش باشی.حفظ کردن ها گاهی به کار می ایند.. عنصر نامطلوب خصومت شخصی اش تا انجایی پیش رفت که تبدیل شد به مچ انداز محبوب عصر گاهانه ی عزراییل!بنویسید هم اتاقی اش می خواست خودش را بکشد، اپ...

    ادامه مطلب
  • بهمن

  • نیلوبلاگ

    یک هفته است می شمارمدو روز مانده به سوم بهمنیک روز مانده به سوم بهمنسوم بهمنسوم بهمن به علاوه ی یکسوم بهمن به علاوه ی دوسوم بهمن به علاوه ی سهو تا کی؟بله تا بیست و هشت بهمن این مسخره بازی را ادامه خواهم دادخود سوم بهمن عالی بود آبمیوه گرفتیم بردیم بخش بیهوشی اتاق عمل خلوت پنج شنبه را سور دادیمنا سلامتی تولد بود ها عزیزم!هی تو چه آبمیوه ای را بیشتر دوست داری؟...

    ادامه مطلب
  • پتروس را بگویید تف به فداکاری

  • نیلوبلاگ

    انتخاب واحد لاین زنان.وحشت ناک ترین انتخاب واحد دانشگاه.همه چیز پر شده بود.کیمیا را از دست دادم.. غزال را.. مونا را.. نیکا را..همه شان رفته بودند و برداشته بودند و من مانده بودم و واحد هایی که محض رضا...

    ادامه مطلب
  • به خودم گفتم چگونه ای؟

  • نیلوبلاگ

    جواب دادم:او را می بینم ورنجمی کشممی خندد و رنجمیکشمراه می رود و رنجمی کشمنفس می کشد و باز همرنج می کشممی گویم از تو او را چه حاصل است؟جوابی نیست جزرنج رنج رنج...

    ادامه مطلب
  • و قاصدک نرفت به سمتی که فوت شد

  • نیلوبلاگ

    در گویشِ گیلکی، کلامی داریم که کتابی ست چندین و چند جلدی، کلمهای که من آن را مترادفِ درد میدانم: «تاسیان».به غربتِ ناشی از دیدن جای خالیِ کسی که بودنش واجب است و لازم گویند،به حال درکِ جای خالیِ سفر کرده،به دلتنگی،به وقتی دست و دلت به هیچ کار، حتی نفس کشیدن نمی رود،به نفس بُریدگی ...برای تو می نویسم که گم شده ای،"تاسیان."...

    ادامه مطلب
  • به فراسوی رود ها

  • نیلوبلاگ

    هر روز می رسم لب این سالخورده رودبا کوزه ای که بشنوم از آب ها سرودتقسیم می کنم عطشم را به ماهیانمی ریزم التهاب دلم را میان روداین رود خاطرات مرا تازه می کند...یادش بخیر تلخی آن روز، صبح زودباران گر...

    ادامه مطلب
  • لعنت به زندگی؟

  • نیلوبلاگ

    حداقل شما هر شب خواب سلاخی شدن عزیز ترین کسانتان را نمی بینید....

    ادامه مطلب
  • بستنی ذغالی، به رنگ نبودنت

  • نیلوبلاگ

    دو روز قبل امتحان داخلی رفتم سلی را دیدم.آخرین دیدارمان را دمبستنی شاد باجمله ی"خیالت تخت من همیشه آخرین نفر شروع می کنم و ماکس می شم" و "مگه بد گذشت بهت حالا؟" تمام کردیم.او رفت.من برگشتم خانه. سا...

    ادامه مطلب
  • سال نو مبارک :)

  • نیلوبلاگ

    آمدیم اهواز به جهت عروسی دایی جانمان.و من هنوز درگیر انتخاب سبک زندگی .تصمیم گرفتم این تقریبا ده روزی که اینجا هستم کاملا تمرکز کنم روی سبک زندگی این دسته از اقوام.و خوب نتایج به این شرح بود: _ این دورهمی های پیش و پس از مهمانی ها که می شینن ویدیو چک می کنن تمام رفتار و گفتار افراد رو که بیشتر هم در بین بانوان رواج داره تا آقایان و در اصطلاح دینی بهش میگن غیبت و اصطلاح علمی ندارد رو به دقت شرکت کردم.از اول تا آخرش حتی قسمت هایی که فرد مورد تحلیل رو اصلا نمی شناختم. اولش که توسط همون افراد هم تشویق می شدم که "بیا بشین گوش بده ! انقدر ساده نباش !ببین تو جامعه چی...

    ادامه مطلب
  • اوصیکم به خرخونی

  • نیلوبلاگ

    من این ترم تک تک امتحاناتم رو خراب کردم به عنوان یکی که امتحاناش زودتر از شما تموم شده نصیحت میکنم که درس بخونید تا مثل من افسرده نشید بعد امتحانات حالا بیایید تسلیام بدید....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    سال نو مبارک پیام تبریک | سال نو مبارک translation | سال نو مبارک pronunciation | سال نو مبارک به انگلیسی | سال نو مبارک وکتور | سال نو مبارک عشقم | سال نو مبارک 1394 | سال نو مبارک عاشقانه | سال نو مبارک متحرک | سال نو مبارک 2015